![]() |
![]() |
|
|
علي يزدي، منشي تيمور گوركاني، در سفري كه به همراه تيمور از بهبهان به فارس حركت مي كرده است، در نوشته هاي خود از بهبهان نام برده است. همچنين هانس گاوبه، در كتاب ارجان و كهگيلويه مي نويسد: اولين باري كه نام بهبهان در متون تاريخي به طور مستقل آمده است سال 750 (ه ق) مي باشد. بطور كلي، پس از خرابي ارجان، افشارها و الوار و كهگيلويه، بر سراسر منطقه مسلط شده و بخش كوهستاني آن را كه زمينگان نام داشت، پشتكوه و قسمت دشت و هموار آن را زير كوه ناميدند. پشت كوه به مركزيت تل خسرو و زير كوه به مركزيت بهبهان، از هم جدا شدند. از آن زمان تا دوره صفويه، حكومت بهبهان گاهي مستقل و زماني، از طرف فارس حاكم نشين بوده است. حكومت بهبهان، از سال 1090 (ه ق) تا سال 1280 (ه ق)، بوسيله سلسله سادات طباطبائي اداره مي شد. اولين كسي كه از اين خانواده به حكومت رسيد، ميرزا حبيب الله بود كه از طرف حسين علي خان زنگنه به كلانتري بهبهان منصوب شد كه پس از او پسرش، ميرزا قوام الدين، در سال 1136 به اين سمت انتخاب گرديد. ميرزا قوام الدين، به هنگام حملات افاغنه به بهبهان در همان سال (1136) براي حفاظت از شهر و مردم، حصاري محكم بدور شهر بنا نمود. او در زمان سلطنت نادرشاه، همچنان حاكم بهبهان باقي ماند و به موجب فرمان نادري، علاوه بر كلانتري بهبهان، به حكومت كهگيلويه نيز نائل آمد. بعد از ميرزا قوام الدين، پسرش، ميرزا عليرضا بهبهاني به حكومت بهبهان رسيد. او با كريم خان زند به مخالفت برخاست و كريم خان با سپاهيانش بهبهان را به محاصره درآورد (1170 ه ق)، كه پس از چند ماه، با باز شدن بعضي از دربهاي ورودي توسط رئيس عليرضا قنواتي (معاون وقت ميرزا عليرضا بهبهاني)، كريم خان وارد شهر شد و ميرزا علي رضا بهبهاني را دستگير و با خود به شيراز برد و رئيس عليرضا قنواتي را به حكومت بهبهان منصوب نمود. پس از چندي، با كشته شدن رئيس عليرضا قنواتي، پسر ميرزا عليرضا بهبهاني، با نام سلطان محمد خان اول به حكومت بهبهان رسيد. بعد از سلطان محمد خان، پسرش ميرزا منصور خان والي بهبهان و كهگيلويه گرديد. در زمان محمد شاه قاجار، ميرزا منصور خان درگذشت و فرزندش، سلطان محمد خان دوم به حكومت بهبهان رسيد. بين سلطان محمد خان دوم و پسر عمويش، ميرزا قوما، اختلاف شديدي بوجود آمد كه سرانجام، ميرزا قوما، حكومت بهبهان را در دست گرفت. در اين زمان، عباس قلي خان لاريجاني، از طرف حكومت مركزي، مامور سركوبي ميرزا قوما گرديد كه پس از دستگيري، او را به تهران تبعيد نمود تا سرانجام در آنجا درگذشت. بطور كلي بهبهان، تا زمان به قدرت رسيدن بختياريها، گاهي حاكم آن، توسط والي فارس و زماني توسط حكومت مركزي تعيين مي گرديد. بختياري ها، بعد از به قدرت رسيدن در خوزستان، مجدداً از بازماندگان خانواده ميرزا منصور خان، سلطان محمد خان منصوري را كه بعدها از طرف احمد شاه قاجار، لقب سردار امجد داده شد، به كلانتري بهبهان منصوب نمودند. وي اين لقب را تا زمان وفاتش (1327 ه ق) بطور سنتي حفظ نمود. از سال 1304 هجري شمسي كه رضا خان به حكومت رسيد، حاكمان بهبهان، بطور رسمي از طرف حكومت مركزي تعيين مي شدند، از اين زمان به بعد، بتدريج، از قدرت كلانتران سنتي بهبهان كاسته شد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 2:12 بعد از ظهر توسط مسعود |
|
|
اوشي تِ سيتْ غزل بگم، دلَم يگم پِتي وُبو نِوال بتم ورم بُکُ، هَوِيْ گُلُمْبِتي وُبو كُلين نِگفتمِن، غزل سِ چشم مَسّ مَسّ تو نِوال غزل تريغِبو ، تِ ريتْ خُوجالتي وُبو غزل سِ درد زِندهيمْ، مثال خي سِ لارمِن نِوال اي خينِ قسمت، کِپ حَجومِتي وُبو تموم دارِهي دلم ، دِ شعر بند تُمبونين پِ وال تِ خَرجِبو سِ تُ، سِ عاشقي تِ تي وُبو دل م ِ صاف و صادقي، كِلو مِلو محبتن بِيُو و ري خِشِيْ هِدِه، تِ هار و حالتِي وُبو چقد مِخُوسِ ذوق مِ، چه لَشت وپَشت وخُوِلو لِغَط بِزِ تِ گُرتنِي، غزل، تِ غيرتي وُبو اَ زورِکيم غزل نِگُه، يهو اَمیْ عزيز دل ک لِشت وبی دماغ اُلا، ای ذوق نَعلِتی وُبو
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 6:41 بعد از ظهر توسط مسعود |
|
|
ويراني و ركود ارجان لازم بيادآوري است عوامل متعددي در ويراني و ركود ارجان موثر بوده كه مهمترين آنها عبارتند از: 1- زلزله هاي پياپي قرن پنجم هجري، كه در خصوص اين زلزله ها، ابن اثير، در كتاب الكامل في تاريخ مي نويسد: دو زلزله شديد، يكي در 445 (ه ق) و ديگري در 478(ه ق)، در ارجان به وقوع پيوسته است. 2- شكسته شدن سد ارجان و مختل شدن امور زراعي و كشاورزي 3- تخريب تدريجي ديوار دفاعي شهر كه بعد از آل بويه، توجه چنداني به مرمت و نگهداري آن نمشد و اين امر موجب آسيب پذيري بيشتر شده است. 4- حملات متعدد اسماعيليان به ارجان در عصر سلاجقه و غارت و چپاول شهر. 5- جنگهاي مستمري كه ميان مدعيان قدرت در دوران سلجوقيان، خوارزمشاهيان و ايلخانيان به وقوع پيوسته، خاصه اتابكان فارس و لر كه پيوسته، بر سر تسلط شهرهاي مرزي ميان خوزستان و فارس، از جمله ارجان و كهگيلويه، به جنگ و ستيز برخاسته و موجب وارد آمدن خسارت به ارجان گرديده است. 6- تسلط اتراك (خاصه افشارها)، و غارتگري آنها در آن نواحي كه ساليان درازي ادامه داشته است. 7- سرانجام، غارتگري و دستبردهاي الوار و رعب و وحشتي كه ايجاد كرده بودند، مجموعاً زمينه را براي ترك شهر به وسيله مردم فراهم نموده است. بدنبال حوادث مذكور، قريه بهبهان، كه به فاصله كمي (حدود 8 كيلومتر)، از ارجان قرار داشت، به تدريج پذيراي مردم ارجان گرديد و رو به آبادي و رونق نهاد، كه سرانجام در قرن هشتم (ه ق)، خود را در تاريخ بجاي ارجان نشان داد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط مسعود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام
این وبلاگ توسط من(مسعود) در مورد بهبهان نوشته شده و سعی بر این است که گویش شیرین بهبهانی را زنده نگاه دارد.نام این وبلاگ (دریزکو) برگرفته از نام منطقه ای در جنوب غربی بهبهان به معنی دراز کوه است و بسیار منطقه زیبا و سرسبزی است. به امید روزی که شاهد رواج و توسعه گويش زيبايمان باشيم. انشاالله |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
بهبهان |
|
RSS
|